الشيخ السبحاني
104
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
گرفته بود و يقين داشت كه پس از چند دقيقه در ميان امواج آتش قرار خواهد گرفت ، آتشى كه هيزم آن را مردم بابل به منظور كمك به خدايان و انجام يك وظيفهء مقدس دينى ، گردآورده بودند و شعلههاى آتش آن چنان زبانه مىكشيد كه شاهين را قدرت پرواز در پيرامون و فراز آن نبود . در چنين وقت فرشتهء آسمانى ( جبرئيل ) نازل گرديد و آمادگى خود را براى هر گونه كمك اعلام داشت و گفت : مطلبى دارى بگو . ابراهيم گفت : دارم ولى نه به تو ، به خداى خودم . « 1 » اين جواب ، بزرگى و عظمت روحى ابراهيم را كاملا مجسم مىسازد . نمرود ، در كاخ بزرگى كه در فاصلهء چند ميلى از آتش قرار داشت ؛ با كمال دقت و بىصبرى در انتظار انتقام بود و مىخواست تماشا كند كه امواج آتش ، چگونه ابراهيم را طعمه خود قرار مىدهد . منجنيق به كار افتاد ، با يك تكان قهرمان توحيد در ميان آتش فرود آمد ، ولى مشيّت و ارادهء نافذ خداى ابراهيم ، آن جهنّم مصنوعى را به صورت گلستان درآورد ، به طورى كه همگى از مشاهدهء اين وضع در تعجب فرو ماندند ، تا آنجا كه نمرود بىاختيار روى به آزر كرد و گفت : « ابراهيم ، پيش پروردگار خود گرامى است » . « 2 » گلستان شدن تودههاى آتش ، براى ابراهيم به امر و فرمان خداى سببساز و سبب سوز انجام گرفت . خدايى كه به آتش سوزندگى و به خورشيد فروزندگى و به ماه درخشندگى بخشيده است ، مىتواند اين آثار را از آنان بازستاند . از اين جهت خدا را سببساز و سببسوز توصيف مىكنيم . تمام اين جريانها ، بازنتوانست به ابراهيم آزادى كامل در تبليغ ببخشد . سرانجام ، حكومت وقت پس از مشاوره تصميم گرفت كه او را تبعيد كند و اين كار سبب شد كه فصل جديدى در زندگانى ابراهيم شروع شود و مقدّمات مسافرت وى ، به سوى شام و فلسطين و مصر و خاك حجاز فراهم گرديد .
--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ص 136 ؛ الامالى ، ص 274 و بحار الانوار ، ج 12 ، ص 35 . ( 2 ) . تفسير برهان ، ج 3 ، ص 64 .